لانا304
بعد حس و حال عوض می شود. سروصدا و هیاهو و شلوغی پشت سراند و تو که درد سنگینی را روی قفسۀ سینه ات احساس می کنی دوباره به زندگ کشانده می شوی.
بادی آرتیست/ دان دلیلو/ منصوره وفایی
تاکید از اصل متن است.
بادی آرتیست/ دان دلیلو/ منصوره وفایی
تاکید از اصل متن است.
........................
زندگی برازنده من/ کارول اس پیرسون/ ترجمه کاوه نیری
.....................
سقای آب و ادب/ سید مهدی شجاعی
.....................................
مناجات/ سیدمهدی شجاعی
.....................................
مناجات/ سیدمهدی شجاعی
دختر است و پدر...
دختر تنها در دستهای پدر است که رشد می کند و می بالد.
غذای دختر، خنده ی پدر و عزای دختر، اندوه پدر. چشم و دل دختر به لبها و ابروان پدر است...
.....................................
خدا کند تو بیایی/ سیدمهدی شجاعی
........................
مردان و رجزهایشان/ سیدمهدی شجاعی
* البته این انتخاب از مقدمه؛ نوشته سیدابوالقاسم حسینی ست.
چتر و گربه و ديوار باريك/ رضا قاسمی
یکی مثل همه/ فیلیپ راث/ پیمان خاکسار
*تاکید از من است.
بادی آرتیست/ دان دلیلو/ منصوره وفایی
چتر و گربه و ديوار باريك/ رضا قاسمی
بادی آرتیست/ دان دلیلو/ منصوره وفایی
بادی آرتیست/ دان دلیلو/ منصوره وفایی
**واقعاً ارزش خواندن و چندباره خواندن دارد این رمان کوتاه!
رویای یک مرد مضحک/ فیودور داستایوسکی/ وحید مواجی
تاکید از من است.
آن هم انتظار مسافری که هیچ زمانی را برای آمدنش، معین نکرده است. اگر بدانی که یک روز صبح... در باقی اوقات شبانهروز، کمی آرام و قرار میگیری.
اگر گفته باشد که صلاة ظهر، بقیۀ نمازهایت را با حضور قلب میخوانی. اگر شنیده باشی که گرگ و میش غروب، از انتهای یک غروب تا ابتدای غروب دیگر، به هزار کار، غیر انتظار میرسی.
اگر یقین کنی که خروسخوان سحر، گاه آمدنش را مژده خواهد داد، فقط تا سحر، ستاره میشماری و تا شام دیگر، ستارهها را به دست خورشید میسپاری.
اگر نشانی از ظهور، در گاوگُم شبانگاهان گذاشته باشد، دست از سر روز برمیداری و آفتاب را به حال خودش وامیگذاری.
انتظار! انتظار! انتظار!
چه میشد اگر خدا تو را نمیآفرید؟!
..........................
کرشمۀ خسروانی
/
سیدمهدی شجاعی
.........................
کرشمه خسروانی/ سیدمهدی شجاعی
یزید: (با تعجب و وحشت) صدها؟
معاویه: بله. اینها را میگویم که راه و رسم هزینه کردن بیت المال را بفهمی. برای اینکه بتوانی بدون دغدغه در حوض شراب غوطه بخوری و از زن و سگ و میمون لذت ببری، باید رعایایی کاملاً احمق داشته باشی. و برای رساندن مردم به حماقت مورد نیاز، باید بی پروا هزینه کنی. از ریخت و پاش نترسی. ارث پدرت که نیست. مال مردم را صرف تحمیق خودشان میکنی. و چه بهتر از این؟ که مال مردم صرف خودشان شود؟ ولی این، مهمترین وجه مسأله نیست. که به عکس، ساده ترین وجه آن است. بخش اعظم این هزینه در قلک تاریخ پسانداز میشود، تا هم خودت برای همیشه محبوب بمانی و هم دشمنانت در تاریخ، منفور و بدنام رقم بخورند.
و امّا اگر این پول، صرف تحمیق مردم نشد، چه میشود؟
یزید: ذخیره می...
معاویه: نه عزیزم. نه گوساله جانم. (به رفیق) انگار آن معجونی که برای تحمیق مردم ساخته ایم، این پسر همه را یکجا سر کشیده! اگر این پول را اینجا هزینه نکنی، چند برابرش را باید صرف خاموش کردن آتش کنی، صرف سرکوب کردن قیام ها، فرو نشاندن فتنه ها، ساختن زندانها، کشتن آدمها و ...
.........................
کرشمه خسروانی/
سیدمهدی شجاعی
* تأکیدها از من است، و چه قدر خوب گفته؛ انگار نسخه ای برای اکثریت حاکمان ظالمان، پیچیده!
ابوهریره: حیف که نانم دست توست. والّا میگفتم که تو نمیفهمی.
معاویه: (دندان میساید) حقّا که از من بی حیاتری! ... دوست دارم ببینم چه جوابی از آستین حماقتت درمیآوری؟!
ابوهریره: حیف که تو در جایگاه امارت و خلافتی وگرنه میگفتم: مگر لباس تو را تن کرده ام که از آستینش... نه. منصرف شدم. و اما جواب:
تو با این که پایه های حکومتت، بر حماقت مردم استوار است، هنوز نمیفهمی که این مردم چقدر خرند... و حرص میخوری که مبادا مردم از این حدیث، پی به جعلی بودن باقی احادیث ببرند.
اگر این عوام کالانعام، یک درصد هم احتمال خطا میدادند، باید لااقل یک پیاز از آن همه خروار، ته انبار میماند. نه این که بین خودشان هم دست به دست به چند برابر قیمت، معامله کنند، به امید اینکه ثواب بیشتری ببرند.
.........................
کرشمه خسروانی/ سیدمهدی شجاعی
.......................
کرشمۀ خسروانی/ سیدمهدی شجاعی
یادداشتهای زیرزمینی/ فیودور داستایوسکی/ خشایار دیهیمی
آخر ذی الحجه، علم و کتل های «تکیه» را بر پا می کنیم. آب و جارو، آماده کردن ظرفها برای ده شب عزاداری.
چند روز مانده به محرم باید شروع کنیم به تمرین تعزیه ای که هر ساله از شب
اول اجرا میشود. مشکل هم درست از همین نقطه آغاز می شود. از همین لحظه ی
انتخاب «نقش».
..................................................
"سلام بر روی خداوند" از "خدا
خانه دارد"/ فاطمه شهیدی

........................................
لیلی نام تمام دختران زمین است/ عرفان نظرآهاری