لانا434
ریپ فان وینکله/ماکس فریش/ترجمه ی امید مهرگان
ریپ فان وینکله/ماکس فریش/ترجمه ی امید مهرگان
بالاخره روزی دنیا مرا به عذری مضحک دستگیر خواهد کرد؛به انتظار روزی نشسته ام که مرا کشان کشان به سیاه چالی با تهویه مطبوع ببرند تا زیر نور لامپ های فلورسنت و سقف های عایق صدا تاوان تمسخر ارزش هایی را بدهم که سال ها در قلب های کوچک لاستیکی شان عزیز داشته اند.
اتحادیه ابلهان/جان کندی تول
............................
بار هستی/ میلان کوندرا/ پرویز
همایون پور
پ.ن: کتاب را خیلی وقت قبل خوانده بودم. چند روز قبل اما داشتم فکر میکردم که گاهی درد جسمی را برای فراموش کردنِ دردِ روحی ترجیح میدهیم. اولین باری که با چنین چیزی روبرو شده بودم، در این تکه از کتاب بود و برای همین توی ذهنم مانده بود. آن قسمت پررنگ شده، خواست من بود. کتاب را آن زمان از کتابخانه گرفته بودم، برای همین نداشتم. توی نت سرچ کردم و یافتم و خواستم بیاورم اینجا. همین.